|
ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت
|

بهت نگفتم تا حالا
این که چقدر دوست دارم
اما حالا بهت میگم
بی تو دارم کم میارم
بهت نگفتم تا حالا
که بد جوری عاشقتم
بهت نگفتم تا حالا
اما حالا بهت میگم
داری کجا ها میکشی
باز این دل در به درو
قشنگ مهربون من
این جوری از پیشم نرو
بهت نگفتم تا حالا
اینکه چقدر دوست دارم
این که چقدر آرزومه
پیش چشات کم نیارم
دلم میخواد باور کنی
از ته دل میخوام ترو
وقتی میگم بمون بمون
وقتی میگم نرو نرو
بری هزار سالم بشه
چشم انتظارت میمونم
بازم برای دل تو
ترانه هامو میخونم
خودت میدونی که ترو
از دل و از جون میخوامت
لیلی عشق من شدی من مثل مجنون میخوامت

یاد باد آن روزگاران ، دست یاران می گرفت
ساقی کوثر « علی » دست غریبان می گرفت
از وجود و جود تو الله اکبر ، یا علی
شیعه روزی صد هزاران درس قرآن می گرفت
« لا فتی الا علی لا سیف الا ذولفقار »
یا علی گویا فتّوت از تو فرمان می گرفت
گر تو بودی یا علی حقّا به یمن بودنت
این جهان از هیبتت رنگ گلستان می گرفت
مطمئنآ نخل نخلستان کوفه یا علی
در رکاب عدل تو بوی بهاران می گرفت
شیر در شب گرید و مولای من در نیمه شب
از همین یک نکته انسان راه ایمان می گرفت
کوفیان را ضربتی از ابن جهلی تا ابد
شیر و خرما ، نانِ جو ، از ما یتیمان می گرفت
ای شهید از عدل خود انصاف ده بر آسمان
کآسمان از خجلتت در چاه باران می گرفت
بی تو مولا من به چشم خویشتن دیدم ، بسی
کاروان بی ساربان راه بیابان می گرفت
والیان و حاکمان را بعد تو مولای من
ظلمت شب روز و شب جا پای احسان می گرفت
جاء باطل ، جاء باطل ، جاء باطل « یا علی »
این نمایش بعد تو گویی که اکران می گرفت