تبليغاتX
نسیم تنهایی
ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت

شاكي پرونده سلام ، درسته من متهمم

حتي براي متهم شدن پيش تو هم كمم

چه ذوقي كردم ، شنيدم گفتي شكايت مي كني

اما دلم گرفت كه گفتي ،

منو اذيت مي كني

من تو رو اذيت مي كنيم ، مني كه مي ميرم برات

مني كه تندي مي شكنم زير تولد نگات

تو حكم من نوشته بود ، طبق مواد يك و بيست

تو روزگار من و تو اين كارا عاقلانه نيست

معلومه عاقلانه نيست ، عاشق كه عاقل نمي شه

ولي با اين جواب من كه حكمي باطل نمي شه

شاكي

محترم ، گلم ، بگو كه زندونيم كنن

بگو پيش پاي چشات ، يك شبه قربونيم كنن

بگو به افتخار تو ، بيان منو دار بزنن

علت ديوونگيمو ، تو كوچه ها جار بزنن

بگو كه از رو قصمون كلي لالايي بسازن

عكساي زيبا رو ولي اينجا و اونجا ، نندازن

آخه حسودي مي كنم ، بفهمن اين راز و همه

 فردا تقلب كنن از جنون اين متهمه

 دوس ندارم زيباي من از هر كسي شاكي باشه

متهم اون نبايد تو كره ي خاكي باشه

شاكي من ، قانون مي گه : به هر كي رو كنه جنون

چون قانونو نمي شناسه ، ديگه نه تنبيه و نه اون

متهمت ، اما مي خواس ، شامل اين بندا نشه

به خاطر همين داره ،

باراي عقلو مي كشه

نشسته تنها ، اين گوشه ، بدون حامي و وكيل

كلي خوشش اومده از عشق تو وجرم و دليل

خوب مي دونه اگه وكيل ببنده اين پرونده رو

مي چينه از لباي تو گلاي سرخ خنده رو

درسته كه عاشقتم ، اما مگه من ديوونم

خنده رو از تو بگيرم ، كه بي چشات نمي تونم

خلاصه كه

شاكي ماه ، صاحب پرونده ي من

خاطره ي گذشته هام ، مالك آينده ي من

متهمت قصدي نداشت ، عاشقيشو به دل نگير

فقط اونو قبول بكن ، به چشم مجرمي اسير

اينجا وكيلي نمي ياد كه بگه من جنون دارم

چون اگه آزادم كنن ، باز سرتو درد مي يارم

شاكي نازنين من ، مزاحمت شدم ، ببخش

 مثل تمام لحظه ها ، بتاب و آروم بدرخش

متهمت قول مي ده كه ديگه به تو نامه نده

درسته ديوونس ولي موندن رو قول بده

فك نكني نامه ي من شده مثل دفاعيه

شاكي گل ، نشون ندي اين مدرك و به قاضيه

نشون بدي اونم مي گه به خاطر درد جنون

متهمت گناه داره ، بگذر از اتهام اون

ولي

تو اين كار و نكن ، مي خوام اسيري بكشم

تابلوي چشماي تو رو ناز و كويري بكشم

فداي چشمات كه تو نور ، هطار و صد رنگ مي شه

زرد پاييزي مي پوشي ، چشات چه خوش رنگ مي شه

راحت شدي از دست من با شعر و عشق و التماس

نمي گم اما ، نمي يام ، بيرون از اين رخت و لباس

 به شاكي مثل گلم

، از مني كه متهمم

زيبا جون اشكال نداره ، امضا كنم كه مريمم ؟

مريم ديوونه ي تو ، يازده آبان و يه روز

 جرم من افتخارمه ، به قاضيم مي گم هنوز

يادت باشه لحظه ي صدور حكم ، تو محكمه

دلت نسوزه ، نگذري از تقصير متهمه

شاكي هيچ كس نشو ، فقط اينو ازت مي خوام

فداي شاكي

گل و جرم جنون و اتهام

الهي دروازه ي بخت ، به روت هميشه وا بشه

دست به خاكستر بزني ، الهي كه طلا بشه

متهم هر چي رديف ، رديف پنج و دو و سه

نمي ذارم تو عاشقي ، كسي به گردم برسه

+ نگارش شده در  چهارشنبه 5 بهمن1384ساعت 7:17 بعد از ظهر  به قلم خراباتی  |