تبليغاتX
نسیم تنهایی
ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت

 

اي عاشق در انتظار چه نشستي


در انتظار بادها ي پائيزي ؟


باران هاي بهاري ؟


برگها ي زرد


و يا شكوفه هاي ارغواني


در انتظار كدامي ؟


انتظار بيهوده ست ، پنجره را باز كن


جدار را بشكن


غبار را بشوي


و خاطره ها را به خاطره ها بسپار



تا پايان ، پايانها مانده است



اين است زندگي



اين است روزگار



+ نگارش شده در  یکشنبه 23 بهمن1384ساعت 6:0 قبل از ظهر  به قلم خراباتی  |