|
ای کاش سرنوشت اشتباه می نوشت
|
آسمان را
بر بغچه ی چشمانت می پیچم
و با دستانت
بر زمینی دیگر می کارم
دریا را
از تنگ شراب لبهایت می نوشم
تو هم کوله بار بوسه هایت را
بر تنم پهن کن
امشب
سر بر سینه ی عریانم
چشمانت را نبند
مستی ِ شبهای مهتابی را دوست می دارم...
